|
۱۳۸۳/٢/٢٦
۸۲ - يک توضيح ...
معذرت ميخوام اگه مدت زمانی ی اينجا مطلب خيلی جدی یی مطرح نميشه .
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/٢۳
۸۱ - نيمه ی پر ليوان
گاهی اوقات يه اتفاقهايی اطراف آدم ميفته که يه جورايی توجه آدم رو به نيمه ی پر ليوان جلب ميکنه البته اگه نگيم با يه گل بهار نميشه! امروز وقتی از تاکسی پياده شدم و کرايه رو دادم، راننده بيشتر از اون مقداری که فکر ميکردم برداشت؛ منم هيچی نگفتم و اومدم اينور خيابون. بعد از چند لحظه ديدم يکی از اونور خيابون داره صدا ميکنه : آقا ... آقا ... دیدم راننده اس. من که حدس زده بودم چی ميخواد بگه رفتم سمتش.
- شما کجا سوار شدين؟ - سر زمزم ...
بعد ديدم يه پنجاه تومنی دراورد و بهم داد. منم پول رو گرفتم و تشکر کردم و به راهم ادامه دادم. بگذريم ازينکه شايد جای خوبی واينستاده بود اين راننده تا منو صدا کنه ولی راستش، کاری که کرد، کار خوبی بود ... به دفعات ديدم که ميدونی که حقت رو دارن ضايع ميکنن و ميدونن که دارن حقت رو ضايع ميکنن ولی دوباره حقت اين وسط مسطا ضايع ميشه! شايد برخی از دوستان دوباره بگن که آستانه تحت تاثير قرارگيری ی من پائين باشه؛ حتی با اين فرض هم باز نميشه نيمه ی پر ليوان رو نديد ... البته من خودم تصورم اينه که تعداد مشکلات موجود از خوبيها بیشتر ه ...
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/٢٢
۸۰ - يه درخواست برادرانه!
يکی که من میشناسمش ميخواد دو ماه دیگه امتحان IELTS بده. بدجوری تو Writing دنبال نمونه های نوشته شده ميگرده. تا اونجايی که من ميدونم، نمونه های Writing برا IELTS کمتر از اونی ی که تو بازار واسه ی TOEFL هستش. از دوستانی که اينجارو ميخونن اگه یکی ميتونه تو اين زمينه کمک کنه، ممنون ميشم؛ مثلا مبادله ی نمونه Writing های نوشته شده و يا هر Comment ديگه يی که درباره ی امتحان دارن ميتونه کمک خوبی باشه. اجرتون با خدا .
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/٢٠
۷۹ -
آسمان تپيد غنچه شکفت نرگس خنديد باران باريد و من، همچنان، محو تماشايش بودم ...
آسمان غريد غنچه ترسيد نرگس لرزيد باران، اما ... کماکان باريد هنوز، محو تماشايش بودم ...
آسمان خوابيد غنچه مرد! نرگس گريست باران، ... و من، چشمانم را بستم، خوابيدم ...
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/٢٠
۷۸ - توضيحی درباره ی يادداشت قبل
پيشاپيش از افرادی که اين مساله و مسائل مشابه شامل حالشون نميشه معذرت خواهی ميکنم ...
ديروز اين جوک رو برا يکی از دوستام تعريف کردم، يه نکته يی رو گفت که ديدم بد نيست اينجا هم مطرح کنم. راستش از خدا پنهون نيست، از شما هم پنهون نباشه که من همچين هم قبول ندارم که اين جوک و نمونه های مشابه ( که شايد کم هم نباشن ) نشون دهنده ی اين باشه که ايرانی ها باهوشترن! يا حداقل اينجوری بگم که شايد چيز ديگه يی هم علاوه بر هوشمند بودن ازين جوک استنباط بشه. حالا خيلی با ماجرای اين جوك کاری نداريم، چون تو عالم واقع خيلی اين مساله اتفاق نميفته! راستی شما به اين موضوع اعتقاد دارين که 'تا نباشد چیزکی، مردم نگوین چیزها'؟ بگذريم ... همونطور که هادی هم تو يادداشت سه شنبه ش نوشته يه جورايی يه چيزای ديگه يی هم ميشه ازين جوک و نمونه های مشابه ش برداشت کرد. هادی جان! همونطور که از يادداشت تو استنباط ميشد، یه روی این جوک، خنده یی هستش که بعد از شنیدنش میاد ولی بعد دیگه ی قضیه همون واقعیتهای تلخی هستش که وجود داره. کاش مطلبی رو که تو یاداشتت نوشته بودی، اینجا هم ذکر میکردی. میدونی چیه، من دوست دارم که یه محیطی اینجا فراهم بشه که هر چی که نوشته میشه، نقد بشه و حتی نظرات همدیگه رو درباره ش بحث کنیم. این باعث میشه که رشد حاصل بشه؛ حتما با این حرفم موافقی، درسته؟ لذا اينجا يه بار ديگه از دوستانی كه اين وبلاگ رو ميخونن تقاضا ميكنم كه هر جا كه فكر ميكنن اشتباهی هست، بگن.
تا حالا فکر کردين که چه درصدی از مردممون ( چه اينجا تو کشور خودمون يا هر جای ديگه یی تو دنيا ) دچار اين مساله يا مسائلی ازين دستن؟ اگه درصد کم نباشه، نگران کننده ست ... اينطور نيست؟ در آخر اگه شيرينی ی جوك رو از بين بردم، از حضورتون عذرخواهی ميكنم .
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/۱٩
۷۷ - ! Iranians are smarter than Americans :))
Three American and three Iranian engineers are traveling by train to a conference. At the station, the three American each buy tickets and watch as the three Iranians buy only a single ticket. "How are three people going to travel on only one ticket?", asked one of the three American. "Watch and you will see", answers one of the Iranaians. They all board the train. The Americans take their respective seats, but all three Iranians cram into the toilet and close the door behind them. Shortly after the train has departed, the conductor comes around collecting tickets. He knocks on the toilet door and says : "Ticket,please". The door opens just a crack and a single arm emerges with a ticket in hand. The conductor takes it and moves on. The American saw this and agreed it was quite a clever idea. So after the conference, the American decide to copy the Iranians on the return trip and save some money. When they get to the station, they buy a single ticket for the return trip. To their astonishment, the Iranians don't buy a ticket at all. "How are you going to travel without a ticket?", asks one perplexed American. "Watch and you will see", says one of the Iranians. When they board the train the three Americans cram into a toilet and the three Iranians cram into another one nearby. The train departs. Shortly afterward, one of the Iranians leaves his toilet and walks over to the toilet where the Ameican are hiding. He knocks on the door and says : "Ticket, please."

مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/۱٩
۷۶ -
در لجنزار ريشه ميگيرد، اما نجيب است ... آلودگی را نمیپذيرد و در آسمان ميشکفد. نيلوفر را ميگويم ...
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/۱٥
۷۵ - A joke :))
Sherlock Holmes and Dr. Watson go on a camping trip, set up their tent, and fall asleep. Some hours later, Holmes wakes his faithful friend. "Watson, look up at the sky and tell me what you see." Watson replies, "I see millions of stars." "What does that tell you?" Watson ponders for a minute. "Astronomically speaking, it tells me that there are millions of galaxies and potentially billions of planets. Astrologically, it tells me that Saturn is in Leo. Time wise, it appears to be approximately a quarter past three. Theologically, it's evident the Lord is all-powerful and we are small and insignificant. Meteorologically, it seems we will have a beautiful day tomorrow. What does it tell you?
Holmes is silent for a moment, then speaks : "Someone has stolen our tent".

Sent by an Indian to the competition organized in Britain
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/۱٤
۷۴ - الف ) اين چيه؟! ب ) بدبينی و عدم اعتماد به ديگران
الف ) سی ثانيه به چهار تا نقطه ی وسط اين عکس خیره شین. بعد، به يه ديوار سفيد نگاه کنين و تند تند پلک بزنين؛ چی ميبينين؟
ب ) تا حالا به اين موضوع فکر کردين که تو يه جايی اگه بدبينی و عدم اعتماد به ديگران اصل قرار بگيره، وضع اونجا چی جوری ميشه؟!
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/۱۳
۷۳ - پروسه ی گرفتن پذیرش از دانشگاههای خارج از کشور و حواشی ی آن (۲)
امروز ميخوام ادامه ی اين يادداشت رو بنويسم. برا اينكه بدونين تا حالا چی گذشته به يادداشت ۶۴ مراجعه كنين.
راستی! هر موقع دلتون خواست، بازم ميتونيم درباره ی مطالب طرح شده تو يادداشت ۶۴ با هم گپ بزنيم .
قبل ازینکه شروع کنم به گفتن مطلب بایستی یه چیزی رو اینجا بگم. حتما با گروههای یاهو آشنا هستین. اگه توجه کرده باشین اون پائین، سمت چپ من چند تا گروه تو یاهو معرفی کردم. این گروهها جای خوبی برا رد و بدل کردن اطلاعات بین بچه هایی ی که میخوان برن خارج واسه ی درس خوندن. اطلاعات بیشتر در مورد این گروهها رو میتونین تو یادداشت ۱۸ ببینین.
خوب، بذارين از پايه يی ترين و مهمترين چيزا شروع كنم. شما برا اينكه بتونين از يه دانشگاه پذيرش بگيرين يا اصطلاحا Apply كنين به فلان دانشگاه، چه چيزهايی ( مداركی ) نياز دارين؟ از بين همه ی اونها با اجازه ی شما ميخوام از امتحانهای زبانی كه لازم هستش بدين شروع كنم. بنظر من، به استثنای موردهای استثنائی! اين امتحانها از مهمترين چيزايی ی كه بايد انجامش بدين.
بسته به جا و رشته یی که واسش میخواین اقدام کنین، امتحانهای مختلفی باید بدین. در ادامه یه سری اطلاعات در این زمینه به تفکیک کشورها اوردم.
توجه : این اطلاعات واسه ی بچه های مهندسی و رشته های مدیریتی هستش؛ تو زمینه های دیگه خوشحال میشم اگه کسی اطلاعاتی داره بده یا اگه من اشتباه میکنم، گوشزد کنه.
اول بذارین امتحانها و احیانا یه سری سازمانهای مربوطه رو بهمراه آدرس وب سایت شون بیارم؛ بعد میرم سر کشورها : ( درباره ی خود امتحانها هم یه توضیحی میدم بعدا اگرچه دقیقترین اطلاعات رو میتونین از تو وب سایت شون بردارین؛ من توصیه میکنم که همیشه اطلاعات تون رو با وب سایت اونها چک کنین که یهو ضایع نشین ).
Educational Testing Service - ETS English as a Foreign Language - TOEFL Graduate Record Examinations - GRE International English Language Testing System - IELTS Graduate Management Admission Test - GMAT
آمریکا :
اکثر دانشگاههای این کشور، Applicant رو ازش میخوان برا اینکه دانش زبان انگلیسی ی خودش رو با یک مدرک اثبات کنه، امتحان TOEFL بده و نتیجه مستقیما توسط سازمانی که مسئول برگزاری ی این امتحان و امتحانهای مشابه هستش به دانشگاه فرستاده بشه. اینکه چه نمره یی مورد قبول دانشگاه هستش رو باید از وب سایت دانشگاهها بدست اورد؛ یه جایی به نام Graduate Office توی وب سایت دانشگاه این جور اطلاعات رو میتونین بدست بیارین ( من، بعدا کل این مساله رو به صورت یه مثال عملی نشون میدم ). البته نکته ای که باید به اون توجه داشت اینه که معمولا خود دانشکده های مربوطه امکان داره نمرات بهتری بخوان. بازم این مساله رو میشه تو وب سایت دانشکده ی مربوطه چک کرد. نکته یی که اینجا ذکرش ضروری ی این هستش که برخی از دانشگاههای کشور آمریکا، امتحان IELTS رو هم قبول میکنن البته تعداد اين دانشگاهها شايد زياد نباشن. در این شرایط به دلایلی که خواهم گفت بهتر ه که این امتحان رو بدین. البته برخی نظرشون بر این ه که این امتحان از امتحان TOEFL سختر ه. بچه هایی که میخوان برا رشته های مهندسی اقدام کنن باید یه امتحان دیگه بنام GRE هم بدن. البته میشه یه جورایی این رو دودر! کرد ( البته نه برا همه دانشگاهها ).
اما بچه هایی که میخوان واسه ی رشته های مدیریتی اقدام کنن، باید امتحان GMAT رو بدن. البته من از یکی از دوستانم شنیدم که میشه جای این امتحان، امتحان GRE داد. همه ی اینها رو میتونین با یه ایمیل ساده از دانشگاه مقصدتون بپرسین.
كانادا :
اكثر دانشگاههای كانادا امتحان ILETS رو قبول ميكنن؛ البته TOEFL هم كه جای خودش. تا اونجايي كه من اطلاع دارم به اندازه ی آمريكا روی نمره GRE حساس نيستن. بهرحال، بعضي از دانشگاههای اونجا هم ممكن ه واسه اينكه به شما پذيرش بدن، يكي از شروطشون GRE باشه. قضيه واسه ی بچه هاي مديريت تصور ميكنم كه يكی باشه.
انگلستان و استراليا :
امتحان IELTS برا اين دانشگاهها كافي ی. با اطلاعاتي كه من دارم، GRE لازم نيست. البته ميتونين جای IELTS، امتحان TOEFL بدين اگه قبول كنن!
برا كشورهای اروپايي ی ديگه، لطفا از وب سايتهای مربوط به دانشگاهها شون اطلاعات لازم رو گير بيارين.
در ادامه درباره ی ثبت نام واسه ی هر کدوم ازين امتحانها و همچنين يه خورده درباره ی بعضياشون که چه جورين مينويسم ...
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/٩
۷۲ - درسی از پروانه!
يك روز سوراخ كوچكی در يك پيله ظاهر شد. شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده در پیله نگاه كرد. سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد. آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچی پيله را باز كرد. پروانه به راحتی از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود. آن شخص باز هم به تماشای پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهای پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند. هیچ اتفاقی نیفتاد! در واقع پروانه بقیه عمرش به خزیدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند. چیزی که آن شخص با همه مهربانیش نمیدانست این بود که محدودیت پیله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه به بالهایش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پیله بتواند پرواز کند.
گاهی اوقات تلاش، تنها چیزیست که در زندگی نیاز داریم ...
اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم.
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/٧
۷۱ -
دستم را از گورم بيرون بگذاريد ... تا گلهايی که به من هديه ميشوند را افتاده بر خاک نبينم ...
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/٦
۷۰ - پيش مقدمه ی ادامه ی يادداشت ۶۴ ( چی شد اين عنوان! )
ديگه اگه خدا بخواد ميخوام وارد يه مبحث ديگه يی از 'پروسه ی گرفتن پذیرش از دانشگاههای خارج از کشور و حواشی ی آن' شم. هر کی حرفی داره بزنه ها؛ نگين نگفتما .
راستش بنظر من اين مباحث خيلی از مباحثی که تو ادامه ميخوام بگم، مهمتره. البته اين ديدگاه من ه و بقيه امکان داره اينجوری فکر نکنن ( که البته هيچ اشکالی هم نداره ).
قول ميدم زودتر بنويسم ادامه ش رو .
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸۳/٢/۳
۶۹ -
اگر روزی مرا ديدی و حس کردی همان هستم که ميخواهی، عاشقم شو ... اگر روزی عاشقم شدی، مرا در بند نکن. اما اگر روزی مرا در بند کردی، بيدرنگ بکش ...
- آرش نورآقايی
مرتضی
پيام هاي ديگران ()
|